خرید بک لینک
-هیس!، کمی سکوت کنسکوت محضگوش کن-صدای شر شر آب؟-هیس! نه دقت کن-خش خش برگ نخل ها؟-نه، گوش هایت را به باد بسپارهیس! داره میاد-چی؟ کی؟ کجا؟ اینجا؟؟؟-هیس! فقط گوش کن و ساکت باش-چقدر حیف که نمیتوانم ببینمش.-بهتر! تاب تاب دیدن هم نداری-توصیفش کن.-هیس! صدای

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 20:13

ب مث بسم الله الرحمن الرحیم

اومدم،

مگه نبودم؟

ب ی خ ی ا ل

نمیخوام همین اول شروع کنم به پیچوندن

پس فقط همین

«بسم الله الرحمن الرحیم»

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

هیچی

اول یک شروع چندبارس

فقط

مینوسم

کار میگذارم به دلیلی

و مینویسم باااااااااااااااااااااز

به دلیلی

که خدا می داند

ای، دل

به خود آ

برچسب: میخواهد, نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

آخر یک روز تقاص کارهایم را پس میدهم آخر یک روز مرگ مرا فرا میگیرد آخر یک روز زمان رسیدنم به دروازه های آتش میرسد آخر روزی که باید می آمد می آید آخر میشود زمان حساب و کتاب آخر . . . اما... خدایا... من جهنمت را خریدارم به یک شرط... با سوختنم از من را

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

دروغ نمیگویند چشم هایم

حس میکنم

دوریت را

غمت را

حسرتت را

پر زدنت را

حس و حالت را

دردت را

زخمت را

"خودت را"

من لیاقت ندارم

اما...

چشمان گناه آلودم تورا حس میکنند

زمزمه هایت را میشنوند

راز هایت را با خدا

سخت است

میدانم

اما...

بگو کی میایی؟؟؟

16 خرداد 94

خوشا آن روز هارا

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

هرچه باشد "پسرم" میدونی پسر یعنی چی؟ پسر یعنی: معرفت ، غیرت ، غرور میدانم نمیدانی، بدان من محکمم، مسخره کن من صادقم، مسخره کن من با معرفتم، بخند من غیرت دارم، قهقهه بزن من غــــــــــــــــرور دارم، هیس!!! غرورم را که بشکنی، ... من منم :| تنها بی کس

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

من ندارم هیچ ایمانی بر دلم
کی میایی که ز رویت خجلم من نه آنم که شود فانی دوست
من همانم که گوید که «منم»

این منمم تمامی ندارد هرگز
کی شود دستی کشی بر دلم؟

خنده هست ناروا بر دل بی یار ای دوست
یار بی یار کی شود آیی شوی همدمم؟؟

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

یک شب دگر گذشته کجایی پس؟؟؟
آقا بخدا برای این دل هم خدایی هست

دل های شکسته در تکاپوی تو اند ای آقا
اما خود نیز نمیداند در دل چه چیزی هست

مادرت فاطمه این درد مرا میداند
غصه ی انتظار بدترین دردیست که هست

:(
اللهم عجل لولیک الفرج

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

کاش میشد که ماهی حوض دلم با مهدی شود کاش میشد که ماهی صید هرکس نشود کاش میشد که آیی و ماهی دلم را ببری نگذاری که بماند در این حوض و در به دری ماهی این دل من تنها و بی کس مانده بی تو ای مهدی از قافله جا مانده من ندانم کی شود کین ماهی آزاد گردد کاش روز

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

جوان شهر خمیدن به تو نمی آید ناله مکن،کس به دیدن تو نمی آید مگر نمی بینی علی را دست بسته بردند زچه منتظز نشسته ای؟ علی نمی آید مادر!بدنت خسته و کبود است، میدانم! از همسایگان که هیچ کمکی نمی آید برای کمک به علی به این روز افتادی به یاد علی برخیز، کس ن

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

دل میبندیم به یک حباب!!! بعد دل دل میکنیم که نترکد یادم میاد وقتی بچه بودم!!! ( نه که الان بزرگم:) ) حباب بازی میکردم وقتی حباب رو درست میکردم خیلی دعا میکردم که: هم بزرگ باشه و هم نترکه اما... :( جالب اینجاست که چند ثانیه از زندگیم رو فقط تو فکر حبا

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

شرمنده ام اقا خیلی...خیلی... خیلی شرمنده ام:| عهد بستم و شکستم قول دادم و زیرپا گذاشتم شرمنده ام تو را صدا میزنم و گناه میکنم تو را نگاهم میکنی و حرامت را حلال میکنم آقا جان میدانم من یک پسرم نباید احساسم بر عقلم غلبه کند اما... میخواهم برای عاشقانه

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

گاهی باید گذشت!!!ازهمه چیگاهی باید گذشتاز زندگیگاهی باید گذشتاز دلگاهی باید گذشتاز عقلگاهی باید گذشتاز روحگاهی باید گذشتاز خودگاهی باید گذشتاز کینهگاهی باید گذشتاز دردگاهی باید گذشتاز جانگاهی باید گذشتاز توگاهی باید گذشتاز مرگگاهی باید گذشتاز ....گاه

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

مجنون بودو یا شاید مجنون شدو یا شاید مجنون کردنشیک مجنون ساده نهیک جانی مستانهیک عاشق، که زده هفت خط ز پیمانهعاشق؟عاشق بود؟نمیدانم.و اگر عاشق، لایق بود؟نمیدانم.مجنون بودعاشق بوددیوانه شده بود.بین خودمان باشدچه معشــــــــــــــوقی را برگزیده بود ها.ع

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

بسم رب صاحب قلممن فرق دارموقتی میگم "من"مطمئن باش منیتی در خود نمیبینمهرچندحل نشدمفانی نشدمجانی نشدماما...معشوق را میشناسمو میدانم به قوg دوست حصار آسمانیمپشت هر عشقی خداستعاشق،،،...نشدماما میدانم، منیتی ندارم که بنازماما..."من" فرق دارمدست خودم نیست

برچسب: نویسنده: محمد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

صفحه بندی